آقاي رضا شكراللهي، كه از مشتريان هميشگي وبلاگ او هستم ،به تازگي به مطلبي اشاره كرده كه حرف دل خيلي هاست، اما بيان آن جسارت و البته صداقتي مي خواست كه اين سيد اولاد پيامبر به خرج داده است !
او مي گويد : (( اعتراف میکنم که من شخصا وقتی پای تهيهی يادداشتی زحمت زيادی میکشم و يقين هم دارم که خوانندههای بسيار زيادی آن را با دقت میخوانند و يقين هم دارم که دستِکم صد نفرشان میتوانند يا ايرادی به متن من بگيرند و يا نکتهای بر آن بيفزايند؛ آن وقت مجموع نظرات به زحمت به ۱۰ مورد میرسد که دو سه تايش هم ربطی به موضوع ندارد، واقعا دچار احساس ناخوشايندی میشوم. منطقا میدانم که همهی آنها که انتظار دارم، آن را خواندهاند، ولی از نظر روانی احساس میکنم دارم در خلأ مینويسم. اين تنها در مورد اينجا نيست؛ بيشتر وبلاگهای نامآشنا که در عرصهی فرهنگ، انديشه و اجتماع، يادداشتهای گهگداری مینويسند به همين وضعيت دچارند . . .))
يكي از دوستان بر مطلب او حاشيه اي نوشته كه خواندنيست ، اما آنچه در اينجا مي خواهم بگويم، اشارهاي گذرا به اين موضوع از نگاهي ديگرست وآن چيزيست كه من آن را ، بضاعت روشنفكري يا بهتر بگويم بضاعت روشنفكران ما در دنياي وب مي نامم ودر اينجا به اشاره اي از آن خواهم گذشت كه بررسي عميق اين موضوع از حوصله وتوان این نوشتار و نويسنده آن خارج است، گرچه تصور مي كنم پرداختن به اين موضوع الزامي باشد تا جماعت به هر حال روشنفكرما بتواند ارزيابي دقيقتري از موقعيت خود در دنياي مجازي داشته باشد و بداند كه اصولادركجاي ميدان است و بيهوده به اجاقي (طمع شعله) نبندند، هرچند، (خردك شرري) برجاباشد.
اشاره اصلي خوابگرد، گرچه به نظرات پاي مطالب برميگردد، اما من با اجازه اش اين بحث را كمي تعميم داده وميزان بازديد و تعداد خوانندگان سايتها و وبلاگهاي انديشهاي را كه وبلاگ خوابگرد نيز از جمله آنان است ، بر آن مي افزايم.
چندي پيش دوستي كه متاسفانه نامش را به خاطر ندارم ازاين مربع كوچك آبي گفته بود كه آمار بازديد كننده ها را منعكس مي كند و از اين كه اين مربع كوچك، دنياي وب را از چه آدم هاي بزرگي محروم كرده است و چه انديشهورزان به دنياي مجازي رونهادهاي كه از مهابت اين مربع كوچك و نتايج مايوس كننده آن، روزنه خويش را به روي جهان وب بسته واز تحقير تنهايي و كم خواننده بودن رسته اند.
تا مقياسي به دست داده باشم ازميزان اقبال به سايت هاي روشنفكرانه در وبلاگستان، به چند مورد متنوع اشاره مي كنم كه دراين چند روز به آمار آنها سرك كشيده ام . از ميان ناشرين محصولات فكري دنياي وب، فارغ از جهت هاي فكري و نيز نوع محصولي كه عرضه مي دارند، اگر از چند استثنا مانند مسعود بهنوديا نوريزاده با چهارتاپنج هزار بازديد كننده در روز بگذريم،به كساني مي رسيم مانند دكتر مهاجراني كه چندي بيش نيست ايام جواني از سر گرفته اند ومكتوب رابرپوست آهو مي نويسند،با در حدود ششصد بازديد روزانه و يا دكتر سروش با ميانگين سيصد بازديد روزانه و يا داريوش آشوري - گرچه استاد عزيزم وبلاگ نويسي را سرسري نويسي مي نامند وهمه اش مي ترسم تير غيب آن مربع آبي كه لابد حاصل سرسري خواني ماست ، مارا از سنجيده نويسي شان محروم كند - با ميانگين كمتر از پنجاه بازديد كننده در روز،يا عباس معروفي - به آن معروفي- و مجيد زهري - كه در مورد نوشته هاي اخيرشان حرف دارم - ونيز صفحه اصلي حلقه ملكوت با ميانگين سيصد تا چهارصد نفر و اسفنديار منفردزاده - كه صدها هزارنفرباآهنگ هايش زندگي كرده اند - با ميانگين هشتاد نفرو نعمت احدي ،وكيل برجسته و آزاده با كمتر از بيست نفر.از محمدعلي ابطحي مي گذرم كه اين سيد هم مثل آن يكي ديگر، آمارش را نمي شود ديد ونيز افسوس مي خورم كه گويانيوز آمارش از اسرار است و اگر در ميانه بود، راه را براي ما هموارتر كرده بود ، گرچه تعداد خوانندگان مقالاتشان ،علي حده ، معلوم است كه در مورد پرخواننده ترينشان معمولا كمتراز سه هزار نفر گزارش مي شود.
موضوع كامنت ها نيزبرهمين منوال است، من مي توانم وبلاگ هايي را نشان دهم كه در زيرجمله :(( بچه ها يه چيزي مي خواستم بگم ولي بي خيال ))، هشتاد و سه نفر كامنت گذاشته اند آنوقت به عنوان مثال كامنت هاي زير مطالب نيك آهنگ - كه نوشتنش البته به پاي كشيدنش نمي رسد - به دو سه تا نمي رسد .
حالا اگر ما با خوشبينانه ترين حالت ميانگين مراجعه كنندگان به اين قبيل سايت ها و وبلاگ ها را ، مثلا 3300 نفر فرض كنيم - كه اتفاقا عدد نحس تيراژ بسياري از كتب شاخص فرهنگي در ايران است - و بازهم فرض كنيم هر سه روز يكبار اين جماعت به قلمرو مذكور در بلاگستان سر بزنند ، مشتريان محتواي روشنفكرانه فارسي در دنياي مجازي ده هزار نفر خواهد بود وبراي اينكه بدانيد اين آمار كاملا تقريبي چقدر دقيق است ، من ده هزار نفر ديگر بر آن مي افزايم تا به بيست هزار نفر برسد.تازه اين حداكثرتعداد مفروض است .
مي دانيد يعني چه ؟ يعني يك سه هزارم جمعيت ساكن ايران - البته اگرهنوز شصت ميليون نفر باشد - و يعني كمتر از يك درصد بازديد كنندگان يك ماه يكي از سايت هاي فانتزتيك-پورنو گرافيك كه نامش را نمي آورم واحتمالا خودتان مي دانيد ویعنی کمتراز چهاردرصد تیراژ صبح امروز در روزهای اوجش .
بي توجهي به اين واقعيت شايد تلخ ، عامل سرخوردگي بسياري از مولدين محتواي فكري در بلاگستان فارسي بوده است، بد نيست پروژه هاي پرسروصداي اينترنتي از قبيل رفراندوم را،فارغ از جنبه هاي نظري وانتقادات واردبرآن، يك بار هم كه شده در اين آيينه برانداز كنيم .
تلخ يا شيرين، بضاعت دنياي روشنفكرانه بلاگستان فارسي در همين حدود است . در عين احترامي كه براي خوابگرد عزيز كه دست بر قضا هميشه توجه زيادي به مخاطب مبذول مي داردونوشته اخيرش شاهد اين مدعاست قائلم ، اما ، بايد بگويم در چنين وضعي، مجالي براي اين قبيل نازك طبعي ها نيست، آنها كه مي توانند بايد بر عمق و عرض اين كوچه بن بست بيافزايند، اين كه جماعت روشنفكروشبه روشنفكر ما ، هميشه در ارتباط بر قراركردن با عموم مخاطبينشان عاجز بوده اند، قابل كتمان نيست، پنجره هاي ارتباط متقابل بايد گشوده گردد، راهش را من نمي دانم اما ميدانم كه بي توجهي به بحران مخاطب خصوصا در بلاگستان ، بسياري از امكانات بي بديل اين فضا را هدر داده يا ساقط نموده است .
نوشته خوابگرد عزيز را به فال نيك مي گيرم وآرزو مي كنم صفحات روشنفكرانه و روشنگرانه در وب، فارغ ازتكثر روش هاي فكري آنان ، در برقراري ارتباط با مخاطب موفق تر از اين باشند كه هست وخطابه هاي غارهاي تنهايي، به گفتمان هاي فراگيراجتماعي بدل شود .دنياي وب، چه بخواهيم وچه نخواهيم ، راه خود را روز به روز مي گشايد و رفته رفته به عظيم ترين شاهراه گفتگوي ميان نسلها وسليقه ها بدل خواهد شد .

