تبليغاتX
نقش خیال
نقش خیال
 

صفحه نخست
تماس با نویسنده
HZANDI@Gmail.Com
درباره نویسنده وبلاگ


برخی نوشته‌های پیشین

آدرس وبلاگ جدید

www.razigar.com


 

Image and video hosting by TinyPic


 


 
 RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

باز نشر مطالب این صفحه به شرط درج لینک بلا مانع است.

 

 

نصیب من از وبگردی امروز، یافتن - شاید دیر - و خواندن متنی بود که با عنوان «هفت شین»، توسط برخی بانوانِ فعال در عرصه حمایت از حقوق زنان- که گویا چیزی‌ست سوایِ حقوق بشر- عرضه شده است.

این «شروطِ ضمن عقد» که از سوی نویسنده یا نویسندگانش «بهترین هدیه برای زوجهایی که می‌خواهند زندگی خود را بر اساس برابری[!] بنا کنند»، دانسته شده است، زندگی مشترک [زوجیت]  را نه یک پیوند انتخابی بر مبنای عواطف و اشتراکات، بلکه یک «قرارداد حقوقی» ونیز یک «قید» و بند می‌داند و به وضوح از طلاق به عنوان «رهایی» یاد می‌کند[ر : بند اول].
این متن که به عنوان «سندی حقوقی» به زعم نویسندگان آن باید عینا میان «طرفین قرارداد»، یعنی زن و شوهر - یا به تعبیر متن «زوجه» و «زوج» - مبادله شود، به اختصار بیان می‌کند که  طی مدت ازدواج زن اختیار مطلق و یک‌طرفه دارد که هرشهر یا محله یا خانه‌ای را که خودش لازم بداند برای زندگی انتخاب کند [اختیاری که من در اطراف خود به مردی بر نخوردم که حائز آن باشد]، ودر هرشرایط زمانی و مکانی که خودش صلاح‌دید تحصیل، مسافرت خارجی و داخلی و یا کار کند و هروقت خواست طلاق بگیرد و در هر شرایطی حضانت کودکان باید به او واگذار شود و نیمی از زندگی علاوه بر مهریه به او تعلق بگیرد.

تامل برانگیز آنجاست که این هفت شرط - که اجزاء آن کم و بیش از سوی دوستان دیگر نقد شده است -، به زعم بانیان آن، با هدف دفاع از حقوق زن و به جبران آنچه تاکنون به وقوع پیوسته نگاشته شده است.
چنین رویکردی، در غیاب فعالان استخوان‌دار و فرهیخته جنبش زنان ایران، به این همه  انصاف گریزی و مرد ستیزی که در خود دارد، به وضوح گامی کودکانه و البته به عقب در مجموعه فعالیت‌های بانوان برای تبیین جایگاه واقعی خویش تلقی خواهد شد.
این نوع نسخه‌های بیمار‌کُش و خطابه‌های آتشین که بی‌ملاحظه‌ی شانِ انسانِ بدبختِ این روزگار، و با تلقی کینه‌جویانه از مرد  -به عنوان دشمن خونخوار زن- و شاید بعضا براساس تعمیم تجارب ناموفق شخصی خود یا اطرافیان یا بخشی از جامعه بیان شده ، تنها داغ دیگریست بر دل زنان و مردانی که دانسته و سنجیده ، «نیمه‌ی اثیری» بشریت یعنی «زن» را، برنشسته بر جایگاه سزاوار خود آرزو می‌کنند و شاهدی‌ست بر آنکه زن امروز سرزمین من، چه راه دور و دیری از میان این همه شوره‌زار آراسته با هزار جور تیغ دشمن و دوست در پیش دارد تا موقعیت  مبهم و تغییریافته‌ی خود را در صحنه‌ی روابطِ پیچیده و پرشتابِ زندگی امروز، آن‌چنان که شایسته‌ی شانِ انسانی و خدایی اوست، بشناسد و بشناساند .

اگر بپذیریم که فمینیسم در منتهایِ آمال خود، با تکیه بر بازیابی حقوقِ برابر برای نیمه‌ی «همیشه موثر» و «اغلب خاموش» تاریخ، یعنی زنان، دنیایی بهتر و شادب‌تر را برای بشر آرزو می کند و تلاشی‌ست تا اعتدال در زندگی آدمیزاد گسترده تر شود ، باید بگویم این هفت‌شین و برخی تلاشهای دیگراز این دست -با همین ادبیات و نیت-، نه تنها ربطی به فمنیسم راستین ندارد، بلکه با کوششی عقیم برای تحریک و تحقیر نیمه‌ی دیگر بشر - یعنی مردان-، نامی جز فاشیسم آن هم از نوع [...] آن، زیبنده اش نخواهد بود.
آنچه بر سر فمینیسم ِ راستین، از تیغ تیز فاشیسم می رود، انگار شاهد دیگریست که نصیب ما از مفاهیم امروزی دنیای مدرن، باید اغلب تصویری مسخره، کمدی و قلب‌شده از واقعیتِ اصیل آن مفاهیم باشد و نیز، انگار قسمت مدام ماست که «انصاف» و «متانت»، عنصر همیشه غایبِ بسیاری از جنبش های اجتماعی سرزمین‌مان باشد.


پیوندهای مرتبط
هفت شين( یوسف خان منیری) ،  هفت شين كجكی (تلخ نویس‌های لقمانعلی) ،  ديدگاه هاي من (ندای امروز) ، هفت شين مرد ستيزانه (گوشزد) ، اندر حکایت هفت شین ( علیرضا خان یعقوبی) ، برابری یا ..( زمستان است) ، نظم سابق و لا حق ( جناب الپر) ، نقدی بر ۷ شرط طلایی ( وبگشت) ، هفت شین ترشیدگی یا... (رنگین کلام)،  ۷شین و فمینیستهای ایرانی (پاندول)

 

لينک نوشته شده در  دهم فروردین 1385ساعت   توسط حمیدرضا زندی  | 

 

 

 
.

 

 

خیالات فضول‌الممالک


برای مطالعه فرمایشات سابق  به »آرشيو مربوطه مراجعه بفرمایید.