هیچ قصد نداشتم درباره جلسهی آقای معین با وبلاگنویسان که چند روز پیش برگزار شد و من نیز در پاسخ دعوت دوستان و از سر کنجکاوی درآن حاضر شدم چیزی بنویسم، اما این نوشتهی حضرت روح نگذاشت که نگذاشت.
هدف جلسه حسب آنچه دکتر معین اعلام کرد، صرفن دیداری با وبلاگنویسان حامی ایشان در زمان انتخابات بود و دور هم جمع شدنی و بس. تا اینجای قضیه قسم حضرت عباس است. میماند دُم خروس که آن را هم اینجا میتوانید بخوانید و مربوط به دوهفته پیش از برگزاری این جلسه بوده است.
این که دوستان مشارکتی یا شخص آقای معین بخواهند وبلاگنویسان طرفدار خود را ساماندهی و سازماندهی کنند و تشکیلات بدهند و طرفداران اصلاحات را در زمانی بجز انتخابات،داخل آدم - با پوزش از همه دوستان- حساب کنند ، هیچ بد نیست و اتفاقن اینجور اقدامات برای پیشرفت ساختار رفاقتی-امنیتی جبهه مشارکت بسیار هم مفید است و روزنهی امیدیست که به هرحال صادقترین و در عین حال بستهترین طیف اصلاح طلبان، به الزامات واقعی تحرک حزبی معتقد شدهاند. اما آنچه جای ایراد دارد این عدم صراحت و دوپهلو عملکردن دوستان است.
در ضمن خوب است دوستان توجه کنند که، اصولن ذات فردی و غیرقابل احصاء پدیدهی وبلاگ، به کمند تشکیلات در نمیآید و تجمعی با عنوان صرفن وبلاگنویس نمیتواند به عنوان یک تشکل مشخص و هدفدار عمل نماید، مگر آنکه قید دیگری به آن اضافه شود مانند وبلاگنویسان طرفدار معین یا وبلاگنویسان طرفدار اصلاحات. چیزی که بیدلیل از آن پرهیز میکنند.
اما پیش از افزودن هر قیدی، خوب است که با خود و دیگران به اندازه کافی صادق باشیم. اگر فرصتی باشد با مختصر کالبد شکافی جنازهی مرحوم اصلاحات، می توان مشاهده کرد که استفادهی اغلب دوپهلو و غیر صادقانهی صاحب منصبان اصلاحات از عناصر و الزامات جامعهی مدرن، مانند: حزب، مردم، رای، شایسته سالاری و دمکراسی، چه تاثیرات مخربی بر جسم و جان متوفا داشته است.
در همین مورد:
گزارش خواندنی شرح
گزارش حنیف
روایت ميرزا پيكوفسكي
گزارش وب گشت
گزارش تصویری کارنه
گزارش مانامهر
گزارش تست دمکراسی
گزارش وقایع اتفاقیه

